تبلیغات
مسافر کلام - در باره ی زبان و جامعه بخش«1» برگرفته از زبان شناسی دکتر خانلری

مسافر کلام

آه ای امید پنهان مردم ز نا امیدی

 

در باره ی زبان و جامعه بخش«1» برگرفته از زبان شناسی دکتر خانلری

 

نوشته شده توسط:احمد قنبری راد

مجموعه ی لغاتی که در طی تاریخ در زبان ملتی وجود داشته و به کار رفته است در حکم فهرست حوادث و شیوه ی زندگانی و تمدن و اندیشه ها و آرزو های آن ملت است. از مطالعه ی این مجموعه می توان بر سرگذشت مادی و معنوی هر یک از جوامع انسانی وقوف یافت.

این مجموعه ی لغات در هیچ زبانی هرگز مدتی دراز یکسان نمی ماند. هر تحولی که در جامعه رخ می دهد، چه مادی و چه معنوی، تغییراتی در لغات متداول آن جامعه پدید می آورد. یک دسته از لغات، به سبب آن که مصداق خارجی آن ها متروک شده است از این مجموعه بیرون می رود و منسوخ می شود.

اما چیزهای تازه و معانی نوی که به اقتضای تحولات اجتماعی ایجاد شده محتاج الفاظی است که بر آن ها دلالت کند. این الفاظ ناچار به وسیله ی اقتباس از زبان های دیگر، یا اشتقاق، و یا  استعمال لغات متروک در مورد و معنی جدید ایجاد می شود.

بحث درباره ی چگونگی متروک شدن لغات یا مرگ آن ها، و شیوه های پیدایش لغات جدید که در حکم تولد آن ها است، و همچنین تغییریافتن معانی بعضی از الفاظ که تجدید حیات آن ها شمرده می شود، موضوع یکی از شعبه های مهم زبان شناسی است که به زبان فرانسوی سمانتیک (Semantique) خوانده می شود و در فارسی می توان آن را علم دلالت خواند.

در تحول لغات هر زبان علت ها و عوامل متعددی تاثیر دارد. از آن جمله یکی علت های لفظی است و یکی علت های ذهنی. اما علت های اجتماعی که موضوع بحث این مقاله است شاید بیش از همه در این امر موثر باشد.

پیش از آن که به بحث درباره ی یک یک این علل بپردازیم باید بدانیم که تغییر و تحول در الفاظ هر زبان امری عارضی است، یعنی اصل در زبان آن است که لغات آن همیشه یکسان بماند و تغییر نپذیرد، زیرا که دلالت لفظ بر معنی ذاتی نیست. هیچ لفظی خودبه خود و به حسب اصواتی که در ترکیب آن به کار رفته است معنی خاصی را به ذهن شنونده نمی آورد و اگر جز این بود می بایستی که به شنیدن هر کلمه ای از زبانی بیگانه مفهوم آن را دریابیم و محتاج آموختن نباشیم.

دلالت هر لفظ بر معنی معین، مبتنی بر مواضعه و قراردادی است که میان افراد یک جامعه ی هم زبان به وجود آمده است، و برای آن که غرض از این مواضعه حاصل شود باید در آن تغییر بسیار رخ ندهد و گر نه مردم آشنا با هم بیگانه خواهند شد و مقصود یکدیگر را نخواهند یافت.

راستی هم شماره ی کلماتی که به معنی اصلی خود باقی مانده و از این جهت در طی تاریخ هیچ گونه تغییری نپذیرفته است، در هر زبانی بسیار است و می توان فهرستی از این گونه کلمات فراهم کرد. از آن جمله در فارسی می توان کلماتی را که در سنگ نوشته های هخامنشی به کار رفته است با کلمات متداول امروز سنجید و در آن میان کلماتی یافت که در طی این مدت دراز، یعنی نزدیک به دوهزار و پانصد سال اگر چه در صورت لفظی آن ها تغییراتی رخ داده باشد از نظر دلالت بر معنی هیچ تغییر نکرده است.

نمونه ی این کلمات از این قرار است:

برادر، بودن، پا، تن، تو، خشت، دار(درخت)، دست، دیدن، دادن، ستون، سپاه، سرد، شب، کندن، گاو، گرم، مادر، مردن، ماه، مرد، نام، نر، نوه ( ادامه دارد» 

  

How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:03 ب.ظ
Usually I do not learn post on blogs, however
I would like to say that this write-up very compelled me to try and do so!
Your writing style has been surprised me. Thanks, quite nice article.
Brittany
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:54 ب.ظ
Keep on writing, great job!
Cornelius
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:31 ق.ظ
Hi to all, how is all, I think every one is getting more from this site, and your views are fastidious for new
users.
امیرحسین
یکشنبه 28 خرداد 1391 10:05 ب.ظ
درود استاد.
خوشحالم که رفتید بسراغ مطالبی که بیشتر جنبه ی پژوهشی دارند. راستش من اینگونه مطالب را بیشتر میپسندم تا حکایت و شعر و ... (البته آنها در جای خود ارزشمندند، اگر بین مقالاتِ تحلیلی و تحقیقی واقع شوند)
زبان پدیده ی عجیبی است.
من همیشه برایم سوال بوده که چگونه مفاهیم ذهنی و انتزاعی واژه ساخته شده. اینرا از آنجا میگویم که این مفاهیم نمود مادی و بیرونی ندارند و یک فرد نمیتواند فرضا با نشان دادن و اشاره کردن و خارج کردن اصوات از دهانش به دیگری بفهماند که چه قصدی در ورای این اصوات نهفته است...
بهرحال مشتاقانه چشم براه ادامه مقاله ایم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر