تبلیغات
مسافر کلام - شرط « نهانی »

مسافر کلام

آه ای امید پنهان مردم ز نا امیدی

 

شرط « نهانی »

 

نوشته شده توسط:احمد قنبری راد

« در هفت شهر عشق » آمده است :

خانم « نهانی کرمانی » شاعری لطیف طبع بود.

 و با والده ی « شاه سلیمان »  مصاحبت و همنشینی

داشت.

پدر « نهانی » هم از سرداران بزرگ سلطان بود.

و مقامی بلند داشت، « نهانی » از هر جهت سرآمد

 اقران دوران خود بود و آوازه ی جمال دلکش و

 فطرت بلند او، بر سر زبان ها افتاده بود.

بزرگان قوم از او خواستگاری می نمودند،

 اما جواب موافقی نمی شنیدند.

تا این که « نهانی» برای موافقت جهت ازدواج

شرطی نهاد ؛

شرط این بود که او یک رباعی سرود و گفت :

که این رباعی را در چهار سوق بازار آویزان

کنند و مقرر کرد که هر کس منظور و مفهوم

آن را دریافت و جواب آن را بنویسد؛ « نهانی»

در حباله ی نکاحش در می آید.

رباعی «نهانی» این بود.

از مرد برهنه روی زر می طلبم

از خانه ی عنکبوت پر می طلبم

من از دهن مار شکر می طلبم

وز پشه ی ماده شیر نر می طلبم

سال ها گذشت و از شاعران بزرگان آن روزگار

هیچ کس از عهده ی جواب بر نیامد، تا این که

« سعدالله خان » وزیر ادیب « شاه جهان »

سلطان هندوستان آن رباعی را شنید و به معنای

آن واقف گشت و این رباعی را در پاسخ اوگفت:

علم است برهنه رو که تحصیل زر است

تن خانه ی عنکبوت و دل بال و پر است

زهر است جفای علم و معنی شکر است

هر پشه از آن چشد ، بدان شیر نر است

اما پیش از آن که این رباعی به دست « نهانی»

برسد ، عمر نهانی به سر آمده بود و او از دنیا

 رفته بود! و کسی نفهمید که « نهانی» این رمز

 را برای چه کسی گفته بود که او را در سرزمین

خود نیافت .

 



chaturbatefreetokenshack.com
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:13 ق.ظ
I like what you guys are up too. This sort of clever work and exposure!
Keep up the wonderful works guys I've included you guys to our blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر