تبلیغات
مسافر کلام - در باره ی منظومه ی ویس و رامین ، مقدمه ی کتاب ویس و رامین ماریا صبا مقدم.

مسافر کلام

آه ای امید پنهان مردم ز نا امیدی

 

در باره ی منظومه ی ویس و رامین ، مقدمه ی کتاب ویس و رامین ماریا صبا مقدم.

 

نوشته شده توسط:احمد قنبری راد

 

  

 

کمتر کتاب یا داستانی در زبان فارسی  مانند "ویس و رامین" مورد داوری های   دوگانه و گاه متناقض قرار گرفته‌است..

 

حکیم نظامی، که به عقیدۀ بسیاری از صاحب‌نظران "خسرو و شیرین" خود را به پیروی از "ویس و رامین" نوشته، ویس را از زبان شخصیت‌های منظومۀ خود، بدنام می‌خواند و محیلانه مردم را از خواندن "ویس و رامین" باز می‌دارد. عبید زاکانی به زبان طنز بانوان را از خواندن "ویس و رامین" برحذر می‌دارد و وحید دستگردی "ویس و رامین" را دشمن ناموس مردم ایران می‌نامد.

از آن سو، هرمان اته، پژوهشگر برجستۀ آلمانی و الیور واردرپ، محقق صاحب‌نام انگلیسی، از تأثیر منظومۀ "ویس و رامین" در تحول سبک رومانتیسم در اروپا یاد می‌کنند. بسیاری از پژوهشگران ادبی، ایرانی و غیر ایرانی، همچون مینورسکی، موریسون، دیویس، محجوب، مینوی، روشن و ندوشن در باره این داستان تحقیق کرده‌اند.  مدت کوتاهی پس از سروده شدن، این داستان  به زبان گرجی برگردانده شد و پس از آن نیز "ویس و رامین" به دفعات به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و ترکی ترجمه شده‌است.


"ویس و رامین" چیست و چه‌گونه است که در غرب آن را شاهکار می‌خوانند و در ایران برخی به عنوان دشمن اخلاق و ناموس از آن یاد می‌کنند؟

 

"ویس و رامین"  از معدود آثار ادبی  ایران پیش از اسلام است که نزدیک به هزار سال پیش توسط فخرالدین اسعد گرگانی گردآوری و به نظم درآورده شد. این مثنوی از لحاظ قدمت سومین مثنوی موجود (هزار بیت دقیقی و شاهنامه فردوسی اولین و دومین هستند که هر دو جنبۀ حماسی دارند) و نخستین منظومۀ عشقی به‌جای‌مانده از آثار قدیمی ایران است. این داستان به زمان اشکانیان، یعنی نزدیک به دو هزار سال پیش برمی‌گردد و اطلاعات ارزشمندی از اعتقادات، رسوم و آداب و احوال مردم آن دوران به دست می‌دهد.

از زندگی گرگانی اطلاع زیادی در دست نیست، جز این که پس از ۴۴۶ قمری در گرگان به دنیا آمد، در جوانی به اصفهان رفت و ابوالفتح مظفر بن محمد، حاکم اصفهان از جانب طغرل،  از او خواست که  ویس و رامین را به نظم درآورد و وی آن را پذیرفت. او زبان پهلوی را می دانست و با دانشهای زمان خویش از جمله زبان و ادب عرب آشنا بود.   اما از اینکه پس از اقامت در اصفهان (حدود یک سال که در طی آن منظومه را سرود) چه کرد، کجا رفت و چه وقت رخت از جهان بر بست، اطلاعی در دست نیست. به نظر می‌آید که در زمان سرودن ویس و رامین بیش از چهل سال نداشته و پیش از سرودن این داستان، عشق ناکامی را تجربه کرده‌است

افسانه‌ای از زبان عطار در بارۀ زندگی فخرالدین گرگانی آمده که  حاکی از آن که فخرالدین معشوقی داشته و پس از رنج بسیار، شبی به وصال معشوق می‌رسد. شاعر گرد بالین معشوق شمع‌ها  می‌افروزد، اما از بخت بد، ناگهان شمعی می‌افتد و خانه آتش می‌گیرد و معشوق وی در آن آتش می‌سوزد. از این پس، همه عمر شاعر در سوز و گداز این عشق ناکام گذشته‌است.

اگر چه درستی این داستان جای تأمل دارد، اما توانایی گرگانی در به تصویر در آوردن دگرگونی‌ها و کشمکش‌های درونی عاشق و معشوق و کیفیت‌های روانی آنان در خطوطی ساده، اما محکم و بی‌تزلزل به گونه‌ای است که گویی با  حالات قهرمانان خود آشنا و یگانه است واز جزئیات باطنی آنان آگاهی کامل دارد و این تصور را ایجاد می‌کند که سوز عاشقی در سخن او راه یافته  و کلامش را چنین زنده و جاندار کرده، چرا که سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

موضوع ویس و رامین، عشق خاکی، جسمانی و طبیعی بین دو موجود زمینی برابر است. نه معشوق سر بر افلاک دارد و نه عاشق در زیر پای معشوق به سر می‌برد: دو انسان برابر که آگاهانه و با اختیار با نیروی عشق به هم پیوند یافته‌اند. تار و پود داستان با گوشت و خون انسان‌ها به هم بافته شده. قهرمانان داستان موجودات اساطیری خارج از تصور نیستند و عاشقِ یک تصویر یا خواب یا توصیف شخص سوم از کسی  نمی‌شوند، بلکه به معشوقی زنده و حاضر در مقابل خود دل می‌بازند.

در زمان گرگانی عرفان اسلامی هنوز به ادبیات فارسی راه نیافته بود و از قرن پنجم است که رفته رفته انسان سرخورده از دنیای بیرون، به دنیای درون پناه می‌برد و عشق از جایگاه خاکی خود دور می‌شود، رنگ الهی و آسمانی می‌گیرد و معشوق سر به افلاک می‌زند. شخصیت‌های منظومۀ "ویس و رامین" در جستجوی قلمرو ِ دیگری فراتر از زندگی خاکی نیستند و ازین رو بخش‌های زیادی از منظومه به  توصیف  مجالس خوشگذرانی و میگساری و وصف حال عاشقان در حال خوشی و کامیابی اختصاص یافته‌است.

از نکات درخور توجه این منظومه، نقش بسیار برجستۀ زن در این داستان است. ویس، زنی جوان در بند  زناشویی ناخواسته و ناکام، به نحوی محور و مرکز داستان است و تمامی شخصیت‌های داستان در پرتو او رنگ می‌گیرند.

"ویس و رامین"  تقریبأ  تنها اثر به جا مانده از گرگانی است (بجز این فقط ۱۵ بیت شعر منسوب به او باقی مانده) که در زمان خود بسیار مورد پسند مردم بوده و آن را یک اثر حکیمانه می‌دانستند.  سندی از سال ۱۲۱۷ میلادی در دست است که در آن یک ایرانی در سفر با کشتی از بندر زیتون (چیتون در چین)، به یادگار دو بیت از "ویس و رامین" و دو بیت از شاهنامۀ فردوسی برای راهب ژاپنی همسفر خود بر کاغذ ژاپنی آن عهد نوشته‌است.  روایت و ضبط این ابیات از مسافری ایرانی نزدیک به هشتصد سال پیش در سرزمینی دوردست نشان‌دهندۀ رواج و محبوبیت "ویس و رامین" در آن زمان است. تا آن جا که ایرانیان برخی از ابیات آن را از بر داشته و نقل می‌کرده‌اند.

به نظر نمی‌رسد که در آن زمان کسی مسئله‌ای از نظر اخلاقی با این داستان داشته و انتقادات اخلاقی و تعارضات از حدود یک قرن پس از سروده شدن منظومه آغاز می‌شود. از آن زمان به تدریج منظومه کم‌نام‌تر شده و مورد طعن و لعن قرار گرفته و حتا کسی مثل عبید زاکانی که خود از لحاظ به کار بردن کلمات و اصطلاحات بی‌پرده در آثارش مشهور است،  بانوان را از خواندن آن برحذر داشته‌است.

یکی از این دلایل کم‌نام شدن این منظومه، شاید صراحت بی‌نظیر گرگانی در همدردی با دو دلداده باشد که در بند عشقی مخالف با هنجارهای زمان هستند؛  و یا توصیف بی‌پروای او از عشق و خواهش جان و تن، از نام و ننگ بریدن و سر در گرو قانون‌های طبیعت و عشق  گذاشتن که با قانون‌های اجتماعی بسیاری از زمان‌ها سازگار نبوده و نیست. این نگرش و موضوع  چندین قرن پس از "ویس و رامین" در ادبیات غرب پدیدار می‌شود. در غرب هم نویسندگانی چون دی. اچ. لارنس نویسنده "معشوق بانو چاترلی"  با خشم متعصبان و گاه تعقیب قانونی روبرو شدند.

در حال حاضر بسیاری ازین منظومه بی‌خبرند و طبعأ نمی‌توانند در باره آن قضاوت کنند. هراس من (از نگارنده ی کتاب) از این بود که داستان و منظومه کاملأ به فراموشی سپرده شود و ما از خواندن یکی دیگر از آثار زیبا و باارزش ادبی خود برای همیشه محروم شویم. از این رو بر آن شدم تا خلاصه‌ای از داستان را به نثر تهیه کنم (از نگارنده ی کتاب) تا در دسترس همگان باشد. به امید آن که مورد قبول واقع شود( با تشکر از آیدین خرسند فر)

 

 

 

 

 

 

How do you treat a sore Achilles tendon?
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:43 ب.ظ
You are so cool! I don't believe I have read through something like this before.
So wonderful to discover another person with some original
thoughts on this issue. Seriously.. thanks for starting this up.
This web site is something that is required on the internet,
someone with a little originality!
How much can you grow from stretching?
شنبه 7 مرداد 1396 12:02 ب.ظ
If some one wants to be updated with most up-to-date technologies therefore he must be pay a
quick visit this site and be up to date every day.
Ward
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:20 ق.ظ
Yes! Finally something about truck.
جمعه 12 دی 1393 02:57 ق.ظ
نگارنده این مقاله ماریا صبای مقدم است.
پاسخ احمد قنبری راد : درابتدای این مقاله نام نویسنده را ذکر کرده ام.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر