تبلیغات
مسافر کلام - نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (1)

مسافر کلام

آه ای امید پنهان مردم ز نا امیدی

 

نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (1)

 

نوشته شده توسط:احمد قنبری راد

 

عقده ی ادیپی در بوف کور و «سه قطره خون»

دکتر بهرام مقدادی

  .

یکی از روشهای نقد ادبی، نقد روانشناختی است که متأسفانه تاکنون در مغرب زمین نتایج جالبی نداده، چون یا آنهایی که دست به این کار زدند روانشناسان خوبی بودند که دارای ذوق ادبی نبودند و یا نقادان ادبی بودند که با اصول روانشناسی آشنایی کامل نداشتند. نقد روانشناختی چیز تازه و نو ظهوری نیست. در قرن چهارم پیش از میلاد ارسطو از این روش برای تعریف مشهور خود از تراژدی استفاده کرد و در قرن بیستم، نقد روانشناختی متکی بر نظریههای روانکاو بزرگ زیگموند فروید و پیرامون او گردید. مهمترین کاری که فروید برای روانشناسی نو کرد این بود که مطالعهی جنبه‎‎های ناآگاه رفتار انسانی را رواج دهد. فروید پس از سالها مشاهده و تجربه اسناد کافی جمع کرد تا سرانجام توانست ثابت کند که بسیاری از اعمال ما به علت عواملی است که خود از آنها بیخبریم.

با توسعهی نظریات فروید، منتقدان توانستند بیستر در آثار ادبی کاوش کنند. در حقیقت نفوذ روانشناسی در ادبیات به علت تحقیقات آدلر۱و نظریات یونگ۲ بیشتر شد. در نتیجه در آثار نویسندگانی چون دی. اچ لارنس۳، تامس مان۴و شرود اندرسن۵، بررسیهاب روانشناختی به عمل آمد. امروزه هر منتقد ادبی میتواند نقش روانشناسی را در آثار نویسندگان و شاعرانی چون جیمز جویس۶ و دیلن تامس۷مشاهده کند. منتقدی که از این روش برای تجزیه و تحلیل یک اثر ادبی استفاده میکند مانند روانکاوی است که دنبال عوامل ناخودآگاهی میرود که نویسنده را وادار به خلق اثری کرده است.

یکی از مسائل روانشناختی که فروید کاشف آن بود«عقدهی ادیپی»است. منظور فروید از عقدهی ادیپی تمایل جنسی به یکی از والدین و حسادت نسبت به دیگری است. چون فروید در اشخاص بالغ سالم نشانه‎‎هایی از این عقده مشاهده نکرد، به این نتیجه رسید که این عقده در آنها سرکوب شده است. به عقیدهی فروید، کودک پسر پیش از پنج سالگی به مادرش عشق میورزد و از پدر تأسی میجوید. از پنج سالگی، با آغاز تکامل دستگاه جنسی، عشق کودک به مادر بیشتر جنبهی شهوانی پیدا میکند و در نتیجه کودک به پدرش، که رقیب عشق اوست، حسد میورزد، . این حالت را که کودک میخواهد از لحظ جنسی مادر را تصاحب کند و نسبت به پدر احساس حسد میکند«عقدهی ادیپی»گویند. در اساطیر یونان آمده است که شخص به نام ادیپ نادانسته پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد. فروید از این افسانه استفاده کرد و یکی از مهمترین عوامل روانشناختی را بر آن استوار ساخت.

 این عشق و علاقه به مادر اگر در بزرگسالی سرکوب نشود. ممکن است تولید اختلال در روابط پسر با جنس مخالف کند.

این عشق و علاقه به مادر اگر بهطور ناخودآگاه سرکوب نشود در بزرگسالیممکن است تولید اختلال در روابط پسر با جنس مخالف کند و حتی امکان دارد که پسر هیچوقت نتواند به زن دیگری عشق ورزد و همیشه مجرد بماند، کما اینکه صادق هدایت، نویسندهای که شاهکارش بوف کور، در این مقالهمورد بررسی قرار میگیرد، همیشه مجرد ماند و زنهای دیگر، همانند مادر برایاو از لحاظ جنسی حرام شدند. از زندگی حصوصی و از اینکه روابط هدایت با مادرش چگونه بوده است اطلاعی در دست نیست؛ اما آنچه مهم است رمانبوف کور است که سندی است برای شناخت بهتر هدایت و البته این شناختبه هیچ وجه ارزش هدایت را بهعنوان پیشرو ادبیات معاصر ایران کم نمیکند، چنانکه در غرب هم آثار نویسندگان و شعرای بزرگ بدین طریق مورد بررسیقرار گرفتند بدون اینکه لطمه به ارزش هنری کارشان بخورد.

رمان بوف کور را بهطور کلی مانند اثر بزرگ دانته، کمدی الهی، میتوان به سه بخش تقسیم کرد؛ البته بوف کور در مقایسه با کمدی الهی نسبت معکوس دارد؛ بدین معنی که از بهشت آغاز و به دوزخ ختم میگردد.   

بخش اول کتاب بوف کور که از صفحهی نه۸آغاز و به صفحهی شصت و سه ختم میشود، معادل بهشت دانته است. این قسمت کتاب کاملا از جهان واقعیت به دور و به اصطلاح در یک رویای افیونی رخ میدهد. در اینجا تصویری که هدایت از زن میدهد موجودی است با«اندام اثیری، باریک و مهآلود». در این بخش از کتاب، زنی به خانهی گویندهی داستان میآید. این زن بسیار زیبا و دست نزدنی است و تنها«جسم سرد و سایهاش»را تسلیم راوی میکند. بخش دوم کتاب که همان صفحات ۶۵ و ۶۶ باشد، برزخی است میان جهان ذهنی و عینی، چون بلافاصله پس از صفحهی ۶۷ نویسنده وارد قسمت آگاه وجدان خود یا به عبارت دیگر نزدیک به واقعیت میشود، همان واقعیت تلخ و وحشتناک که «مثل خوره روح»گویندهی داستان را«در انزوا میخورد و میتراشد»بنابراین، بخش سوم کتاب از صفحه ۶۷ آغاز و به آخر کتاب ختم میشود و همان دوزخ است چون با واقعیت وحشتناک زندگی زهرآلود گویندهی داستان رابطهی مستقیم دارد. از طرف دیگر اگر با دید روانکاوانه به این رمان نگاه کنیم، قسمت اول کتاب همان ضمیر ناخودآگاه و قسمت دوم برزخی بین ضمیر ناخودآگاه و قسمت آگاه وجدان گوینده است که بخش سوم کتاب را تشکیل میدهد. در بخش سوم، تصویری که از زن داده میشود کاملا مغایر تصویری است که در بخش اول داده شده. در این بخش زن دیگر آن موجود پاک و دست نزدنی نیست بلکه تبدیل به«لکاته»ای شده است که با هر مرد هرزهای همبستر میشود. این خود مثالی است از عقدهی ادیپی، چراکه شخصی که دچار این مشکل است تصویر دوگانهای از زن دارد که امتداد همان تصویری است که از مادر خود داشته است؛ یکی همان زن اثیری دست نزدنی که نمیشود با او روابط جسمانی برقرار کرد که باز همان مادری است که رابطهی جسمانی با او حرام است و دیگری همان «لکاته»یا تصویر دیگری از مادر که با پدر همبستر میشود:

… او نمیتوانست با چیزهای این دنیا رابطه و وابستگی داشته باشد-مثلا آبی که او گیسوانش را با آن شستشو میداده بایستی از یک چشمه منحصر به فرد ناشناس و یا غار سحرآمیزی بوده باشد. لباس او از تار و پود پشم و پنبهی معمولی نبوده و دستهای مادی، دستهای آدمی آن را ندوخته بود-او یک وجود برگزیده بود-فهمیدم که آن گلهای نیلوفر گل معمولی نبوده، مطمئن شدم اگر آب معمولی برویش میزد صورتش میپلاسید و اگر با انگشتان بلند و ظریفش گل نیلوفر معمولی را میچید انگشتش مثل ورق گل پژمرده میشد.

همهی اینها را فهمیدم، این دختر، نه این فرشته، برای من سرچشمهی تعجب و الهام ناگفتنی بود. وجودش لطیف و دست نزدنی بود. او بود که حس پرستش را در من تولید کرد. من مطمئنم که نگاه یک نفر بیگانه، یکنفر آدم معمولی او را کنفت و پژمرده میکرد. ۹

و باز در جای دیگر در بخش اول کتاب میگوید:

قلبم ایستاد، جلو نفس خودم را گرفتم، میترسیدم که نفس بکشم و او مانند ابر یا دود ناپدید بشود. ۱۰



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (10) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (9) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (8) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (7) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (6) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (5) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (4) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (3) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (1) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (2) سه شنبه 1 اسفند 1396
پلیدی و نیکی دوشنبه 1 تیر 1394
سخنی از فروغی: شنبه 2 اسفند 1393
یادی از سهراب: شنبه 2 اسفند 1393
تفکر اقتضایی، پنجشنبه 4 دی 1393
تحلیلی بر مفهوم خویشتن دوستی و خود شیفتگی شنبه 19 مهر 1393
لیست آخرین پستها