تبلیغات
مسافر کلام - خیال

مسافر کلام

آه ای امید پنهان مردم ز نا امیدی

 

خیال

 

نوشته شده توسط:احمد قنبری راد

  در انزوای خود ،

 تو را می یابم

آن گونه که می خواهم

وقتی که چشمانم را می بندم

*         *         *         *

در راهی بی انتها،

از پی بهانه ای

با تو پرواز می کنم

در هاله ای از ترس و وحشت

ولی ترسی زیبا!

*        *         *         *

حرف های دلم را

از زبان تو باور می کردم

با کلامی آشنا

چیزی شبیه یک رؤیا

 *      *         *         *

ای کاش!

ای کاش!

آن چه را که در انزوای خود می یابم،

  یک بار

فقط برای یک بار

می دیدم

در آن لحظه ای که چشمانم

به حقیقت گشوده است.

ای کاش!   



تارا
یکشنبه 6 اسفند 1391 10:40 ب.ظ
سلام.سروده های شما بسیار زیباست.موفق باشید.
محمد شایان نصابیان
یکشنبه 20 فروردین 1391 12:48 ق.ظ
خیلی زیبا بود.بسیار لذت بردم.

خسته نباشید استاد.
مهسا
پنجشنبه 17 فروردین 1391 02:20 ب.ظ
سلام.
شعری نداشتم ولی یک داستان جالب :

*میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود.



وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند.*



*وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد کرد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. پس از بازگشت از نزد راهب، او به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند.



پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد.*



*مدتی بعد مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :" بله . اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته". مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام.*



*برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.
ف
دوشنبه 29 اسفند 1390 11:37 ق.ظ
ای کاش همیشه زود به زود در وبلاگ شعر بنویسید
الیاس
یکشنبه 28 اسفند 1390 01:29 ب.ظ
آقای قنبری همه ی این شعر هارو خودتون میگید؟
چقدر زود شعر میسازید بابا دمتون گرم
پاسخ احمد قنبری راد : سلام. همه ی شعر ها یی که در وبلاک می نویسم سروده ی من است. و بعضی از شعر ها را در دو سه سال پیش سروده ام. خوشحالم که می خوانی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (10) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (9) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (8) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (7) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (6) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (5) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (4) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (3) چهارشنبه 2 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (1) سه شنبه 1 اسفند 1396
نقد دکتر بهرام مقدادی در باره ی بوف کور و سه قطره خون صادق هدایت. (2) سه شنبه 1 اسفند 1396
پلیدی و نیکی دوشنبه 1 تیر 1394
سخنی از فروغی: شنبه 2 اسفند 1393
یادی از سهراب: شنبه 2 اسفند 1393
تفکر اقتضایی، پنجشنبه 4 دی 1393
تحلیلی بر مفهوم خویشتن دوستی و خود شیفتگی شنبه 19 مهر 1393
لیست آخرین پستها